هیئت جوانان حضرت علی اکبر (ع)- علی آباد همدان
آن که پى چاره‏هاى گونه‏گون تازد ، چاره‏جویى کار او را نسازد . [نهج البلاغه]

!   حضرت فاطمه

بسم الله الرحمن الرحیم

ویژه نامه حضرت فاطمه زهرا (س)

هیئت جوانان حضرت علی اکبر (ع)

**************************

مجری توطئه اهل سقیفه  که  ز  خشم

       در  آتش  زده  را  با لگدش  وا می کرد

در  آتش   زده  و  سینه  زهرا   هیهات

 زینب از پشت در این صحنه تماشا می کرد

بین دیوار و در خانه به زهرا چه گذشت

                    کز   خدا   مرگ  به  صد ناله  تمنا می کرد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ـ سـاده زیستـى در زنـدگـى; آزادگـى از اسـارت دنیـا

سلمان فارسـى مى گـوید: روزى فاطمه(ع) را دیدم که چادرى ساده بر سر دارد که دوازده جاى آن وصله شده بـود. مـن از شـدت شگفتـى و ناراحتـى گریستم و گفتـم: دختـران پادشاه ایران و قیصر روم بـر کرسیهاى طلایى مى نشینند و پارچه هایى حریر و زربفت به تـن مى کنند و دختر رسـول الله در چادر پشمـى, شمینه و کهنه, آن هـم با ایـن همه وصله!!. فـاطمه(س) رو به سلمـان کـرده فـرمود:

یا سلمـان! ان الله ذخـر لنا الثیاب و الکـراسـى لیـوم آخـر اى سلمان! خداوند بزرگ, لباسهاى زینتـى و تختهاى طلایـى را براى ما در روز قیامت ذخیره کرده است. سپـس خدمت پـدر رفت و شگفتـى سلمان را مطرح کرد و گفت:

((اى رسول خدا! سلمان از سادگى مـن تعجب نمود. سـوگند به خدایى که تـو را مبعوث فـرمـود, مـدت پنج سال است فـرش خانه ما پـوست گـوسفندى است که روزها بر روى آن شترمان علف مى خـورد و شبها بر روى آن مى خـوابیـم و بالـش ما چرمـى است که از لیف خرما پر شده است.)) پیامبـر به سلمان فرمـود: اى سلمان! همانا دخترم در گـروه پیشگـامـان و سـابقین است.

بدون شک بیان چنین صحنه هایى از زندگانى زهراى بتول(س) نه بدیـن معناست که بانـوان امروز جامعه ما براى پیروى کامل و تمام عیار از حضرت فاطمه(س) چادرى با دوازده وصله بر سر کننـد و یا پـوست گـوسفنـدى را که شتـرى بـر آن علف مـى خـورد در اتاق خـواب خـود بیندازند و ... که ایـن نوع برداشت, جمود فکرى انسان و دورى از درک زمان و مکان را مى فهماند, بلکه تمامى ایـن روایات درسآمـوز به ما معیار و ملاک کلى فرا مى دهد و آن ساده زیستـى در هر زمان و برپایى زندگى با حفظ ارزشهاى انسانى ـ گرچه با کمتریـن ابزار و لوازم رفاهى ـ است, که ایـن خود نشان از وسعت روح, عظمت اندیشه و شخصیتى بزرگ خواهد بود.

- اخلاص و شکیبایی :

 شخصـى گـویـد از حسیـن بـن روح ـ یکـى از نایبان حضرت مهدى(ع) ـ پـرسیـدم: رسـول خـدا(ص) چنـد دختـر داشت؟ او گفت چهار دختــر. پـرسیـدم: کـدام یک از همه بـافضیلت تـرنـد؟ جـواب داد: فـاطمه. پـرسیـدم: با اینکه او از همه فرزنـدانـش کـوچکتر بـود و کمتـر مصاحبت رسـول الله را درک کرده بـود, چـرا بافضیلت تـر از دیگران است؟

حسین بـن روح در جواب گفت: به خاطر دو ویژگى که خداوند به فاطمه داده بود, یکى اینکه فاطمه وارث رسول خدا(ص) بـود و دیگرى آنکه نسل رسـول خدا(ص) از ذریه او است و خـداونـد سبحان اینها را به او ارزانـى نداشت مگر به خاطر اخلاص در نیت زهراى مرضیه(س). فـاطمه(س) از زلال یقیـن بهره اى بیکـران داشت, از ایــــــــن رو نادره بانـویى بـود که با دو بال اخلاص و شکیبایى به اوج ارزشهاى الهى دست یافته بـود. آنچه براى دیگران مـى فرمـود, خـود بدانها عمل مى کرد و تمامى حرکات و رفتار ظاهرى وى با باطـن او هماهنگى داشت. ((یقین)) و ((نیت پاک)),زمینه ساز برتـریـن فضیلتها بـراى فاطمه شده بود, به گونه اى که از تعریف و ستایـش افراد بیزار بود و از قید و بندهاى ظاهرى زندگـى به طـور کامل دورى مـى کرد. کلمه ((لا اله الا الله)) را از ژرفـاى وجـود بـاور داشت و بـا وجـــــودى خیرآفریـن و انگیزه اى خدایى, چشمه هاى حکمت از قلب او بر زبانـش جارى مى شد و نکته هایى روح بخـش و زندگى ساز بیان مى نمـود. از سخنـان گـرانسنگ فـاطمه(س) در بـاره اخلاص این گفته است که: « مـن اصعد الـى الله خـالص عبـادته اهبط الله عز و جل الیه افضل مصلحته.کسى که عبادت خالصانه خـود را به سـوى خدا فرستاد, پروردگار بزرگ برتریـن مصلحت او را به سـوى وى خـواهـد فرستاد. بـر اساس چنیـن بـاورى, وقتـى رسـول الله(ص) به او گفت: دختـرم! هم اکنون جبرئیل نزد مـن است و از جانب خدا پیام آورده که هر چه بخواهى, خواسته ات بـرآورده مى شـود, حال بگـو که چه مـى خـواهـى؟ فاطمه با یک آسمان اخلاص فـرمـود: ((لا حاجه لـى غیـر النظر الـى وجهه الکـریـم)) پـدر! مـرا بجز نظاره جمـال کـریـم او هیچ خواسته اى نیست.

 

شیفتگی عبادت – دلداگی اطاعت :

خـوشحال و خـرسند, انسانهاى بلندهمت و والاگـوهـرى هستنـد که از ورود نامحرمان و رهزنان به حـرم دل جلـوگیرى کـرده, و تمامى ابزار و لـوازم رفاه را در خدمت خود مـى خواهند و خـویـش را خدمتگزار هیچ یک از آنها نمـى کنند. هماننـد دخت رسـول الله(ص) که ((بتـول)) یعنـى از همه بـریـده و به خـدا دل بسته بـود و نام ((زهرا)) داشت, زیرا هنگام عبادت, فـروغ نـورش بـراى ساکنان آسمان مـى درخشیـد, همان گـونه که نـور ستارگان آسمان براى زمینیان درخشندگـى دارد. و چـون رسـول اکرم(ص) دعایى به دخت عزیز خـود مى آمـوزد, آن بانوى والاگوهر مى فرماید: ((ایـن دعا از دنیـا و آنچه در آن است در نزد مـن محبـوب تــــر است)). ایـن دلـدادگـى و عشق چشمگیـر به یـاد و منـاجـــات پروردگار, چنان تإثیرى در وجود او گذارده بـود که در نمازش از ترس خدا نفس نفس مى زد ـ و گریه در گلویـش مى شکست  برخى از افراد چنیـن باور داشتند که ((در میان امت اسلام, کسى خداپرست تر از فاطمه نبـود. او آنقـدر در نماز مـى ایستاد که قـدمهایـش ورم مـى کرد.)) آیا به راستـى الگـویـى برتـر از فاطمه(س) بـراى تمامى زنان, مردان و همسران مى تـوان یافت؟ اسـوه حسنه اى که عشق و ارادت به دادار یکتـا و پـروردگار بزرگ را در متـن دل و جـان خـود حفظ مى نمـود و محبت همسر و فرزندان و جلـوه هاى دیگر زندگى را در مسیر آن عشق قرار مى داد. انـس فاطمه(س) با قرآن و طـراوت روح وى با کلام وحـى به گـونه اى بـود که چـون سلمان از سـوى رسـول خـدا(ص) بـراى کارى به خـانه زهـرا(ع) روانه شـد, به در خانه آن بانـو که رسیـد صـداى او را شنیـد که مشغول تلاوت قـرآن است و روزى دیگـر که وارد خـانه حضرت مـى شـود, فاطمه را در حال کار در منزل و آسیاى جـو, مشغول خواندن قرآن مى بیند.  آرى, ایـن انـس مقدس چنان تإثیرى در خانه و اهل خانه داشت که فضه, خـادمه او, تـا بیست سال به غیـر از قرآن لب نگشـود و تمامـى پاسخهاى خـود را با آیات قرآن بیان مـى کرد و از آثار ایـن انـس, آن است که فاطمه(ع) در صحـراى محشـر هـم قرآن زمزمه مـى کنـد و هنگام ورود به بهشت نیز با تلاوت آیات الهى وارد مى شـود, همان گونه که به همسرش على(ع) وصیت مى کند که براى مـن در نخستیـن شب مرگم و بر سر تربتم زیاد قرآن بخـوان. از آن هنگام که سخـن روح بخـش پـدر را شنید که غروب جمعه, زمانى است که هر کـس آن را مراقبت کند و در آن لحظه دعا نماید, دعایـش مستجاب خـواهد شد, به خدمتگزارش مى فرمود: بر فراز بلنـدى برو و هرگاه دیدى نیمه خـورشید غروب کرده, مرا خبر کـن تا دعا کنـم و دعاى او پیـش از آنکه براى خـود, همسر و فرزندان باشـد بـراى اطـرافیان, همسایگان و تمامـى دردمنـدان و آرزومندان بـود

. اخلاق سیاسى

اخلاق سیاسـى زهراى مرضیه(س) را مى تـوان در فصلهایى چـون ((دفاع از امـام و حجت خـدا)); ((پیـروى کـامل از امـامت و رهبـــــرى علـى(ع))); ((صحنه هـاى مختلف مبـارزه بـراى فـدک)) و ((حضـــور مشتاقانه و دلسـوزانه در عرصه هاى تـدارک جنگ و جهاد)) نگـریست. که سرانجام صحیفه آخرین ایـن دفتر با سرخى خـون آن بانوى شهیده رنگیـن گشت و مهر شهادت, نشان همیشه از شجاعت و شهامت فاطمه(ع) در ایـن میدان گردید. نخست با گفتگو درخواست حق غصب شده خود را کـرد و بـا استـدلال به آیـات مختلف قـرآن به محـاجه پــرداخت و سرانجام خلیفه اول را وادار به استرداد فدک نمـود. آنجا که از امام زمان خـود, على(ع) سخـن مى گفت, ژرفاى نگاه و بینـش او, تمامى حیله ها را نظاره مى کرد و نقـش دشمـن را در صحنه هاى مختلف به صـورت پیـدا و پنهان مـى نگریست. از ایـن رو به خـوبـى جایگاه امامت را در صحنه هاى سیاسـى جامعه تـرسیـم مـى کرد و به روشنگرى کـوته نظران و ساده لـوحان مـى پرداخت. ابتـدا امامت اهل بیت(ع) را ((عامل وحـدت و ایمنـى از تفرقه)) تـرسیـم کرد, سپـس حضـرت علـى(ع) را ((بزرگ امامـان)) لقب داد.در سخنـى سیـاسـى در برابر غاصبان خلافت فرمود: ((برخلاف حکـم خدا در قرآن و سنت و سفارش پیامبر اسلام در تإویل و تفسیـر قـرآن, حق امـامت او را غصب کـرده و به دیگـــــــران سپـردند.)) زهراى مرضیه(س) با انـدوهـى مشفقانه و مصلحانه, ((دورى از عذاب جـاویـدان)) و ((فـراهـم سـازى نعمتهاى همیشگــى خـداونـدى را)) ارمغان رهبرى امیـر مـومنان(ع) بـراى مـردم معرفـى مـى کند و با یادآورى غدیرخـم همگان را به پایبندى عهد و پیمان خـویـش با رسـول الله(ص) ـ در باره رهبـرى علـى(ع) ـ فرا مى خـوانـد. او با درک شرایط حکـومت اسلامـى و ضرورت دفاع از جـامعه, در هنگامه هاى جنگ و جهاد, نبـردى بـابصیـرت و شناخت در ایـن عرصه مـى نمـود, گـاه در میـدان جنگ به یـارى آسیب دیـدگـان مى شتافت و با فعالیتهاى فـراوان مجـروحان را امـداد مـى نمـود و گاهـى در پشت جبهه, نیازهاى رزمنـدگان و جنگجـویان را تـإمیـن مـى کـرد. ((جهاد)) در نگـاه او ((عزت اسلام و مسلمـانــان)) تفسیر گردید و از جمله کارهاى آن بانـو ـ در پشتیبانـى جبهه هاى جنگ ـ پخت نـان و بـردن آن بـراى مجـاهـدان بود.

 

**

کیفر اخروی دشمنان حضرت زهرا (س)

اگر به دقت به آیات قرآن مجید نظرى بیفکنیم و رابطه برخى از آیات آن را در مورد حضرت زهرا مورد توجه قرار دهیم، خواهیم دید که پروردگار عالم عذاب دردناک و خوارکننده‏اى براى دشمنان آن حضرت وعده مى‏دهد. از جمله در آیه‏ى 61 سوره‏ى توبه مى‏فرماید: «و الذین یوذون رسول‏اللَّه لهم عذاب الیم؛ کسانى که پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله را اذیت مى‏کنند به عذاب دردناکى گرفتار آیند.» و در آیه‏ى 57 احزاب مى‏فرماید: «ان الذین یوذون اللَّه و رسوله لعنهم اللَّه فى الدنیا و الاخره و اعدلهم عذابا مهینا؛ به یقین کسانى که به ایذا خدا و پیامبر مى‏پردازند در دنیا و آخرت از رحمت الهى به دور بوده، عذاب خوارکننده‏اى در انتظار آنان است.» با توجه به بحثهایى که در همین فصل داشتیم و ثابت کردیم که «ایذا فاطمه علیهاالسلام ایذا خدا و پیامبر است» چنین نتیجه مى‏گیریم که دشمنان فاطمه طبق همین دو آیه و آیات مشابه دیگر، در آتش ابدى که از قهر خدا سرچشمه مى‏گیرد قرار خواهند گرفت. و در حدیثى رسول خدا در این زمینه مى‏فرمایند: هرکس با دشمنى فاطمه و اهل‏بیت من از دنیا برود کافر از دنیا رفته و بوى بهشت به مشام او نمى‏رسد و در پیشانى او مى‏نویسند این شخص از رحمت خدا بدور است. (... من مات على بغض آل محمد جا یوم القیمه مکتوب بین عینیه آیس من رحمه‏اللَّه، الا و من مات على بغض آل‏محمد مات کافرا، الا و من مات على بغض آل‏محمد لم یشم رائحه الجنه.) و در حدیث دیگرى از طریق عامه از حضرت سلمان نقل شده که پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله در مورد دشمنان فاطمه علیهاالسلام فرمودند: یا سلمان! ویل لمن یظلمها و یظلم بعلها امیرالمؤمنین علیا و ویل لمن یظلم ذریتها و شیعتها. یا سلمان! واى بر آن ستمگرانى که به فاطمه و شوهرش على امیرالمؤمنین ستم کنند؟! حتى واى بر آنان که بر فرزندان و شیعیان فاطمه جفا نمایند. قابل توجه است که در این حدیث ضمن تعبیر امیرالمؤمنین بر حضرت على علیه‏السلام آن هم در مدرک معتبر اهل سنت، دشمنان فاطمه علیهاالسلام و شوهر و فرزندان و شیعیان را تهدید به کیفر و عذاب الهى مى‏نماید، و مى‏رساند که چنین افرادى روزگار سیاهى در پیشگاه خدا خواهند داشت



  • کلمات کلیدی :
  • ¤ جواد قاسم آبادی-سید امید حسینی | چهارشنبه 88/3/6 ::  ساعت 10:20 عصر

    ?  نوشته های دیگران []

    !   ایام فاطمیه6

    نام، القاب، کنیه‌ها

     نام مبارک آن حضرت، فاطمه (علیها السلام) است و از برای ایشان القاب و صفات متعددی همچون زهرا، صدیقه، طاهره، مبارکه، بتول، راضیه، مرضیه، نیز ذکر شده است.

    فاطمه، در لغت به معنی بریده شده و جدا شده می‌باشد و علت این نامگذاری بر طبق احادیث نبوی، آنست که: پیروان فاطمه (علیها السلام) به سبب او از آتش دوزخ بریده، جدا شده و برکنارند.زهرا به معنای درخشنده است و از امام ششم، امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که: "چون دخت پیامبر در محرابش می‌ایستاد (مشغول عبادت می‌شد)، نورش برای اهل آسمان می‌درخشید؛ همانطور که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد."

    صدّیقه به معنی کسی است که به جز راستی چیزی از او صادر نمی شود. طاهره به معنای پاک و پاکیزه، مبارکه به معنای با خیر و برکت، بتول به معنای بریده و دور از ناپاکی، راضیه به معنای راضی به قضا و قدر الهی و مرضیه یعنی مورد رضایت الهی.

    کنیه‌های فاطمه (علیها السلام) نیز عبارتند از ام الحسین، ام الحسن، ام الائمه، ام ابیها و...

    ام ابیها به معنای مادر پدر می‌باشد و رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دخترش را با این وصف می‌ستود؛ این امر حکایت از آن دارد که فاطمه (علیها السلام) بسان مادری برای رسول خدا بوده است. تاریخ نیز گواه خوبی بر این معناست؛ چه هنگامی که فاطمه در خانه پدر حضور داشت و پس از وفات خدیجه (سلام الله علیها) غمخوار پدر و مایه پشت گرمی و آرامش رسول خدا بود و در این راه از هیچ اقدامی مضایقه نمی‌نمود، چه در جنگها که فاطمه بر جراحات پدر مرهم می‌گذاشت و چه در تمامی مواقف دیگر حیات رسول خدا.

     

    بیان عظمت فاطمه از زبان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

    رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، بارها و بارها فاطمه (علیها السلام) را ستود و از او تجلیل نمود. در مواقع بسیاری می‌فرمود: "پدرش به فدایش باد" و گاه خم می‌شد و دست او را می‌بوسید. به هنگام سفر از آخرین کسی که خداحافظی می‌نمود، فاطمه (علیها السلام) بود و به هنگام بازگشت به اولین محلی که وارد می‌شد، خانه او بود.

    عامه محدثین و مسلمانان از هر مذهب و با هر عقیده‌ای، این کلام را نقل نموده‌اند که حضرت رسول می‌فرمود: "فاطمه پاره تن من است هر کس او را بیازارد مرا آزرده است." از طرفی دیگر، قرآن کریم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را از هر سخنی که منشأ آن هوای نفسانی باشد، بدور دانسته و صراحتاً بیان می‌دارد که هر چه پیامبر می‌فرماید، سخن وحی است. پس می‌توان دریافت که این همه تجلیل و ستایش از فاطمه (علیها السلام)، علتی ماورای روابط عاطفی مابین پدر و فرزند دارد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز خود به این مطلب اشاره می‌فرمود. گاه در جواب خرده‌گیران، لب به سخن می‌گشود که خداوند مرا به این کار امر نموده و یا می‌فرمود: "من بوی بهشت را از او استشمام می‌کنم."

    اما اگر از زوایای دیگر به بحث بنگریم و حدیث نبوی را در کنار آیات شریفه قرآن کریم قرار دهیم، مشاهده می‌نماییم قرآن کریم عقوبت کسانی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را اذیت نمایند، عذابی دردناک ذکر می‌کند. و یا می‌فرماید کسانی که خدا و رسول را اذیت نمایند، خدا آنان را در دنیا از رحمت خویش دور می‌دارد و برای آنان عذابی خوار کننده آماده می‌نماید. پس به نیکی مشخص می‌شود که رضا و خشنودی فاطمه (علیها السلام)، رضا و خشنودی خداوند است و غضب او نیز باعث غضب خداست. به بیانی دقیق‌تر، او مظهر رضا و غضب الهی است. چرا که نمی‌توان فرض نمود، شخصی عملی را انجام دهد و بدان وسیله فاطمه (علیها السلام) را بیازارد و موجب آزردگی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گردد و بدین سبب مستوجب عقوبت الهی شود، اما خداوند از آن شخص راضی و به عمل او خشنود باشد و در عین رضایت، او را مورد عقوبتی سنگین قرار دهد. نکته‌ای دیگر که از قرار دادن این حدیث در کنار آیات قرآن کریم بدست می‌آید، آنست که رضای فاطمه (علیها السلام)، تنها در مسیر حق بدست می‌آید و غضب او فقط در انحراف از حق و عدول از اوامر الهی حاصل می‌شود و در این امر حتی ذره‌ای تمایلات نفسانی و یا انگیزه‌های احساسی مؤثر نیست. چرا که از مقام عدل الهی، بدور است شخصی را به خاطر غضب دیگری که برخواسته از تمایل نفسانی و یا عوامل احساسی مؤثر بر اراده اوست، عقوبت نماید.



  • کلمات کلیدی :
  • ¤ جواد قاسم آبادی-سید امید حسینی | یکشنبه 88/2/13 ::  ساعت 10:6 عصر

    ?  نوشته های دیگران []

    !   ایام فاطمیه5

    وصیت های حضرت زهرا (س)

    پس از شهادت حضرت زهرا (س) ،علی (ع) نامه ای بالای بستر حضرت زهرا (س) دید آن را برداشت ،دید در آن چنین نوشته شده است :

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    این است آنچه فاطمه دختر رسول خدا (س) به آن وصیت نموده است :

    1.فاطمه گواهی می دهد معبودی جز خدای یکتا نیست.

    2.محمد (ص) بنده و رسول خدا (ص) است.

    3.بهشت و دوزخ حق است .وشکی در زنده شدن مردگان و برپا شدن قیامت نیست

    4.ای علی من فاطمه دختر محمد (ص) هستم که خداوند مرا به همسری تو در آورد تا در دنیا و آخرت از آن تو باشم .تو از دیگران به من شایسته تر هستی ، مرا شبانه حنوط و غسل و کفن کن ، شبانه بر من نماز بخوان و مرا به خاک بسپار و به هیچ کس خبر نده .تو را به خدا می سپارم و به فرزندانم تا قیامت سلام می فرستم.

    (بیت الاحزان ص 15)

    حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:« ان السعید، کل السعید، حق السعید من أحب علیا فی حیاته و بعد موته» ؛همانا سعادتمند(به معنای) کامل و حقیقی کسی است که امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد.

    (مجمع‌ الزوائد، علامه‌ هیثمى‌ ، ج‌ 9 ، ص‌ 132)



  • کلمات کلیدی :
  • ¤ جواد قاسم آبادی-سید امید حسینی | یکشنبه 88/2/13 ::  ساعت 10:6 عصر

    ?  نوشته های دیگران []

    !   ایام فاطمیه 4

    معجزات

    ابوذ غفاری می گوید :

    روزی خاتم النبیاء(ص) به طلب امیرالمومنین(ع) مرا به حجره ی طاهره ی حضرت خیر النساء فرستاد ، چون به حجره آن معصومه در آمدم ، دیدم دستاس می گردد، اما کسی آنجا نیست .بیرون آمدم در راه حضرت امیر را دیدم .همراه او به خدمت پیغمبر(ص) رفتیم ؛ چون آن حضرت مرتضی علی(ع) را دید ، او را نزدیک خود طلبید و چیزی به او فرمود که هیچ از یک از حاضران نفهمیدند ؛ پس من گفتم : یا رسول خدا (ص) تعجب دارم از اینکه در خانه ی امیر آسیاب خود به خود می گردد ! حضرت فرمود :یا ابوذر !حق تعالی جوارح و اعضای فاطمه (س) را از نور یقین و ایمان پر کرده است و بر ضعف فرزند من ترحم نموده است. آیا نمی دانی خدای متعال به ذریه ی من در امور زندگی کمک می کند و آنان را موکل گردانیده تا حاجتشان را بر آورد؟!

    ******************************************************

    حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:

    ان السعید، کل السعید، حق السعید من أحب علیا فی حیاته و بعد موته
    همانا سعادتمند(به معنای) کامل و حقیقی کسی است که امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد.

    (مجمع‌ الزوائد، علامه‌ هیثمى‌ ، ج‌ 9 ، ص‌ 132)



  • کلمات کلیدی :
  • ¤ جواد قاسم آبادی-سید امید حسینی | یکشنبه 88/2/13 ::  ساعت 10:5 عصر

    ?  نوشته های دیگران []

    !   به مناسبت ایام فاطمیه 3

    فضایل حضرت فاطمه (س)

    فاطمه یکی از پنج تن آل عبا است که در جریان مباهله با مسیحیان نجران شرکت داشته است.

    فاطمه محور اهل بیت است .در حدیث شریف کساء می خوانیم: هم فاطمه و ابوها و بعلها و بنوها »

     ایشان فاطمه ،پدر فاطمه ، شوهر فاطمه و فرزندان فاطمه هستند.

    فاطمه بزرگترین زن تاریخ  و سرور زنان از ابتدای آفرینش تا انتهای آن است.

    فاطمه  یکی از چهار زن بزرگ تاریخ است.

    فاطمه یکی از بکائین (بسیار گریه کنندگان ) جهان است.

    فاطمه سروز زنان اهل بهشت است . فاطمه پاره ی تن پیامبر است.

    فاطمه «عصاره ی هستی است، چرا که تمام هستی برای انسان استu«qèd ?I%©!$# ?Yn=y{ N?3s9 $¨B ?Iû C???F{$# $Yè?IJy_ » و انسان هم برای عبادت است« و بزرگترین عبادت کنندگان انبیاء هستند و برترین انبیاء محمد (ص) است و فاطمه هم تنها یادگار و عصاره و وارث محمد (ص) است.پس عصاره عصاره ی هستی فاطمه است.

    فاطمه کسی است که خشنودی او مساوی با خشنودی خدا و خشم او خشم خداست.

    فاطمه کوثر قرآن است« !

    فاطمه راستگوترین انسانها بعد از رسول خداست.

    فاطمه هم کلام خدیجه است هنگامی که در شکم مادر است.

    فاطمه یکی از اهل بیت در قرآن است که هر نوع پلیدی از آنها دور شده است.

    فاطمه اولین کسی است که وارد بهشت می شود.

    فاطمه کسی است که محبین و دوستدارانش از آتش جهنم دورند. 



  • کلمات کلیدی :
  • ¤ جواد قاسم آبادی-سید امید حسینی | یکشنبه 88/2/13 ::  ساعت 10:5 عصر

    ?  نوشته های دیگران []

    <      1   2   3   4      >

    !   لیست کل یادداشت های این وبلاگ

    طراح قالب: پارسی بلاگ